در سالهای اخیر کم نبودهاند خانوادههایی که تمام پسانداز عمر خود را در یک مؤسسه مالی نامعتبر، یک سرمایهگذاری هیجانی یا یک وعده فریبنده از دست دادهاند. وقتی پای درد دلشان مینشینید، معمولاً یک جمله مشترک میشنوید: «چقدر من بدشانسم...» این «چقدر من بدشانسم» شاید یکی از پرتکرارترین حسرتهای زندگی انسان باشد.
بسیاری از رنجهای ما نه از کمبود امکانات، بلکه از کمبود آگاهی آغاز میشوند. گاهی یک ناآگاهی حقوقی، سالها انسان را در راهروهای دادگستری سرگردان میکند. گاهی یک ناآگاهی پزشکی، بیماری سادهای را به بحرانی بزرگ تبدیل میکند. گاهی یک ناآگاهی در تربیت فرزند، آرامش یک خانواده را بر هم میزند. در چنین مواقعی معمولاً از بدشانسی سخن میگوییم، در حالی که ریشه ماجرا گاه چیز دیگری است: ندانستن.
نخستین فرمانی که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد، فرمان جهاد، روزه یا حتی نماز نبود؛ فرمان دانایی بود: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» (سوره علق، آیه ۱)اسلام از همان آغاز، مبارزه با جهل را مقدمه اصلاح زندگی انسان دانست.
قرآن کریم در آیهای دیگر میپرسد: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (سوره زمر، آیه ۹)آیا دانایان و نادانان برابرند؟ پاسخ روشن است؛ نه فقط در علم، بلکه در کیفیت زندگی نیز برابر نیستند.
سالها پیش در جریان شیوع بیماری کرونا، همه ما صحنههای تلخی را دیدیم. در کنار تلاش پزشکان و پرستاران، شایعات نیز قربانی میگرفتند. برخی افراد به توصیه افراد غیرمتخصص، داروهای خطرناک مصرف کردند، برخی درمان را به تأخیر انداختند و برخی به اطلاعات نادرست اعتماد کردند. در آن روزها بار دیگر روشن شد که جهل، فقط ندانستن نیست؛ گاهی جان انسانها را نیز تهدید میکند.
در حوزه خانواده نیز وضع چندان متفاوت نیست. بسیاری از والدین برای خرید تلفن همراه، خودرو یا لوازم منزل ساعتها تحقیق میکنند، اما برای تربیت فرزند یا مهارتهای همسرداری مطالعهای ندارند. نتیجه آن است که گاهی سالها بعد، هزینه این ناآگاهی را با اختلافات خانوادگی، اضطراب و تنشهای روحی میپردازند.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ» «هیچ فقری سختتر از نادانی نیست.» (نهجالبلاغه، حکمت ۵۴)معمولاً وقتی از فقر سخن میگوییم، ذهنمان به سوی مشکلات مالی میرود؛ اما امام علی(ع) از فقری سخن میگوید که میتواند ثروت، فرصت، آرامش و حتی آینده انسان را از او بگیرد.
البته منظور از دانایی، صرفاً مدرک دانشگاهی نیست. چه بسیار افرادی که تحصیلات عالی دارند اما در مدیریت زندگی، روابط انسانی یا تصمیمگیریهای مهم دچار خطا میشوند. دانایی حقیقی آن است که انسان را در انتخاب درست یاری کند.
یکی از آسیبهای عصر ما این است که دسترسی به اطلاعات را با آگاهی اشتباه گرفتهایم. انبوهی از مطالب در فضای مجازی در اختیار ماست، اما هنوز بسیاری از مردم در مهمترین مسائل زندگی، از سلامت و اقتصاد گرفته تا تربیت و روابط خانوادگی، به شایعات و توصیههای غیرکارشناسی اعتماد میکنند.
جامعهای که میخواهد رنج مردم را کاهش دهد، باید آموزش را جدی بگیرد؛ نه فقط آموزش رسمی، بلکه آموزش مهارتهای زندگی. هر کتاب مفید، هر مشورت عاقلانه، هر تجربهای که از دیگران میآموزیم و هر دانشی که پیش از تصمیمگیری به دست میآوریم، میتواند ما را از رنجی بزرگ نجات دهد. بسیاری از مشکلات زندگی، زمانی آغاز میشوند که انسان پیش از آموختن، اقدام میکند.
شاید به همین دلیل است که حکیمان گفتهاند: «هزینه آموزش سنگین است، اما هزینه نادانی بسیار سنگینتر است.» اگر قرار باشد یکی از ریشههای مهم رنجهای فردی و اجتماعی را نام ببریم، بیتردید نادانی در صدر فهرست قرار میگیرد. دانایی همه مشکلات را حل نمیکند، اما بسیاری از مشکلاتی را که خودمان میآفرینیم، از میان برمیدارد.